176 - فراموش كردن حوادث جزئى



در دامنه تپه اى در ناحيه لانك پيك تنه مخوف درخت بسيار عظيمى ديده مى شود كه دانشمندان علوم طبيعى عمر آن را چهار صد سال تخمين زده اند و معتقدند كه اين درخت راهنگامى كه كريسفت كلمب براى اولين بار در سان سالوادور پياده گرديد كاشته است .
در طى اين چهار قرن ، درخت مذبور چهارده بار گرفتار صاعقه شده و بهمن هاى خطرناك و سهمگين و طوفانهاى شديدى به خود ديده ولى در مقابل تمام آنها مقاومت كرده بود، تا اينكه حشرات و كرمهائى به داخل آن نفوذ كردند و به تدريج ، ذره ، ذره مغز آن را خورده و نيرومندى و استقامت داخله اش را از بين بردند به طورى كه آن درخت غول آسا كه طى قرنها با صاعقه ، طوفان و بهمنها با سر سختى مبارزه كرده بود، عاقبت در مقابل اين كرمهاى كوچكى كه چند تاى آنها را مى توانيد در بين دو انگشت اشاره و شست خود له كنيد از پاى در آمد. آيا تصديق نمى كنيد ما هم مثل آن درخت هستيم كه در برابر حوادث سخت ، از پاى در نمى آئيم ، ولى قلب و مغز خود را تسليم كرمهاى نگرانى (و حوادث بسيار كوچك ) مى كنيم كه مى توان عده اى از آنها را بين دو انگشت ، متلاشى نمود؟ (236)
آرى هميشه اختلافات و كينه ها كه نتيجه اش غم و اندوه است از حوادث بسيار كوچك و جزئى سرچشمه مى گيرد، با اينكه مى توانيم ، اين حوادث كوچك را ناديده بگيريم ، پس چرا آنها را فراموش نمى كنيم ؟